ISO Software SBU
PegahSystem Co.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
icon-ps-news

چکیده

رویکرد جدیدی که در سالهای اخیر بر مدیریت عملیات حاکم شده،رویکرد مدیریت‏ زنجیره تامین( SCM )است.زنجیره تامین‏ شبکه‏ ای از تسهیلات و مراکز توزیع است که‏ وظایف تهیه و تدارک مواد خام،تبدیل آن به‏ محصولات نهایی و واسطه‏ ای و توزیع این‏ محصولات نهایی به مشتریان را انجام می‏دهد. زنجیره‏ های تامین در سازمانهای تولیدی و خدماتی وجود دارند،هرچند که پیچیدگی‏ زنجیره ممکن است از صنعتی به صنعت دیگر و از شرکتی به شرکت دیگر شدیدا تغییر کند.

در این مقاله سعی شده است که این‏ رویکرد جدید در مدیریت عملیات به طور تقریبا کاملی معرفی شود.و بنابراین هدف‏ مقاله این است که این موضوع را که بسیار گسترده و وسیع است تا حدی معرفی و خواننده را با آن آشنا کند. مواردی که در این نوشته بررسی شده‏ عبارتند از:تعاریفی از مدیریت زنجیره تامین، زنجیره ارزش زنجیره تقاضا و زنجیره عرضه‏ (تامین)،نیاز به مدیریت زنجیره تامین،منافع‏ مدیریت موثر زنجیره تامین،عناصر مدیریت‏ زنجیره تامین،مباحث استراتژیکی،تاکتیکی و عملیاتی در مدیریت زنجیره تامین و چند موضوع دیگر.در پایان نیز با ارائه یک‏ چارچوب مفهومی برای مدیریت زنجیره تامین‏ و مطرح کردن رقابت جدید در محیط مدیریت‏ عملیات سعی شده است از مباحث عنوان شده‏ قبلی نتیجه‏گیری قابل قبول صورت گیرد.

مقدمه
در طول دو دهه اخیر،مدیران شاهد یک‏ دوره تغییرات شگرف جهانی به واسطه‏ پیشرفت در تکنولوژی،جهانی شد بازارها و شرایط جدید اقتصاد سیاسی بوده‏اند.با افزایش‏ تعداد رقبا در کلاس جهانی،سازمانها مجبور شدند که سریعا فرآیندی درون سازمانی را برای باقی ماندن در صحنه رقابت جهانی بهبود بخشند. در دهه ۸۰ سازمانها به توسعه‏ جزئیات استراتژی‏های بازار همت گماردند که‏ بر برآورده کردن«رضایت»مشتریان متمرکز بود.آنها بدین درک نایل آمدند که مهندسی و طراحی قوی و عملیات تولید منسجم و هماهنگ،پیش‏نیاز دستیابی به نیازمندیهای‏ بازار و در نتیجه سهم بازار بیشتر است.بنابراین، طراحان مجبور شدند که ایده‏آل‏ها و نیازمندیهای مورد نظر مشتریان را در طراحی‏ محصولات خود بگنجانند و در حقیقت‏ محصولی را با حداکثر سطح کیفی ممکن،در حداقل هزینه،توام با ایده‏آل‏های مورد نظر مشتری روانه بازار سازند.

در دهه 1980 با افزایش تنوع در الگوهای‏ مورد نظر مشتریان،سازمانهای تولیدی به طور فزاینده‏ای به افزایش انعطاف‏پذیری در خطوط تولید،بهبود محصولات و فرآیندهای موجود و توسعه محصولات جدید برای ارضای مشتریان‏ علاقه‏ مند شدند که این موضوع‌به نوبه خود ‌چالشهای جدیدی را برای آنها رقم زد.

در دهه 1990 به موازات بهبود در توانمندیهای تولید،مدیران صنایع درک کردند که مواد و خدمات دریافتی از تامین‏کنندگان‏ مختلف تاثیر بسزایی در افزایش توانمندهای‏ سازمان به منظور بر خورد با نیازمندیهای‏ مشتریان دارد که این امر به نوبه خود،تاثیر مضاعفی در تمرکز سازمان و پایگاههای تامین‏ و استراتژی‏های منبع‏ یابی بر جا نهاد.همچنین‏ مدیران دریافتند که صرفا تولید یک محصول‏ کیفی،کافی نسبت،در واقع تامین محصولات با معیارهای مورد نظر مشتری(چه موقع،کجا، چگونه)و با کیفیت و هزینه مورد نظر آنها، چالشهای جدیدی را به وجود آورد. در چنین شرایطی به عنوان یک نتیجه ‏گیری‏ از تغییرات مذکور دریافتند که این تغییرات در طولانی مدت برای مدیریت سازمانشان کافی‏ نیست.آنها باید در مدیریت شبکه همه‏ کارخانجات و شرکتهایی که ورودیهای سازمان‏ آنها را‌به طو مستقیم و غیر مستقیم‌ تامین‏ می‏کردند،همچنین شبکه شرکتهایی مرتبط با تحویل و خدمات بعد از فروش محصول به‏ مشتری درگیر می‏شدند.با چنین نگرشی‏ رویکردهایی«زنجیره تامین»و«مدیریت‏ زنجیره تامین»پای به عرصه وجو نهادند.

تعاریف

یک زنجیره تامین شامل همه تسهیلات‏ (امکانات)،وظایف و کارها و فعالیتهایی می‏ شود که در تولید و تحویل یک کالا یا خدمت، از تامین کنندگان(تامین کنندگان و تامین‏ کنندگان آنها)تا مشتریان(و مشتریان آنها) درگیر هستند و شامل برنامه ‏ریزی و مدیریت‏ عرضه و تقاضا؛تهیه مواد؛تولید و برنامه‏ زمانبندی محصول یا خدمت؛انبار کردن؛کنترل‏ موجودی و توزیع؛تحویل و خدمت به مشتری‏ می‏شود.مدیریت زنجیره تامین همه این‏ فعالیتها را طوری هماهنگ می‏کند که مشتریان‏ بتوانند محصولاتی با کیفیت بالا و خدمات قابل‏ اطمینان در حداقل هزینه به دست آورند. مدیریت زنجیره تامین می‏تواند به نوبه خود برای شرکت مزیت رقابتی فراهم کند.

تسهیلات در زنجیره تامین شامل‏ کارخانه ‏ها،انبارها،مراکز توزیع،مراکز خدمت و عملیات خرده فروشی می‏شود. کالاها و خدمات می‏توانند به وسیله راه آهن، کامیون،از طریق آب،هوا،خط لوله،کامپیوتر، پست،تلفن ویا به وسیله فرد توزیع شوند. کارها و وظایف در داخل زنجیره تامین شامل‏ پیش‏بینی تقاضای کالا یا خدمت،انتخاب‏ تامین کنندگان(تامین منبع)،سفارش مواد و ملزومات(تهیه و تدارک)،کنترل موجودی، برنامه‏ ریزی تولید،ارسال و تحویل،مدیریت‏ اطلاعات،مدیریت کیفیت و خدمت به مشتری‏ می‏شود.مدیریت زنجیره تامین معادل است با هماهنگ کردن همه عملیات یک شرکت،با عملیات تامین کنندگان و مشتریان آن شرکت.

هر سازمان تجاری حداقل بخشی از یک‏ زنجیره تامین است و خیلی از سازمانها بخشی‏ از چندین زنجیره تامین هستند.تعداد و نوع‏ سازمانها در یک زنجیره تامین از این طریق که‏ آیا زنجیره تامین تولیدگرا یا خدمت‏گرا است‏ تعیین می‏شود.اکثر موسسه‏ های تولیدی به صورت‏ شبکه ‏هایی از مکانهای تولید و توزیع‏ طرح‏ریزی شده‏اند.یکی از وظایف آنها تهیه‏ مواد خام و تبدیل آنها به محصولات نهایی و واسطه‏ای و سپس تحویل آنها به مشتریان‏ است.مدیریت زنجیره تامین این شبکه ‏ها ار اداره می‏کند.هدف کوتاه مدت مدیریت‏ زنجیره تامین مقدمتا افزایش بهره ‏وری،کاهش‏ موجودی و زمان سیکل کل است.در حالی که‏ هدف بلند مدت آن افزایش رضایت مشتری، سهم بازار و سود برای همه سازمانهای درگیر در زنجیره تامین است‌ یعنی تامین کنندگان، تولیدکنندگان مراکز توزیع و مشتریان برای‏ رسیدن به این اهداف،هماهنگی سخت و دقیقی در بین سازمانهای درگیر در زنجیره‏ تامین مورد نیاز است. مدیریت زنجیره تامین مشتمل می‏شود بر یکپارچه سازی فعالیتهای زنجیره تامین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره،برای دستیابی به مزیت‏ رقابتی قابل اتکاء.

زنجیره ارزش،عرضه و تقاضا

به زنجیره ‏های تامین گاهی اوقات به عنوان‏ زنجیره ‏های ارزش اشاره می‏شود، واژه‏ای که‏ چنین مفهومی را منعکس می‏کند:همان طور که‏ کالاها و خدمات به وسیله زنجیره پیشرفت‏ کرده و به جلو می‏روند ارزش آنها بیشتر می‏شود.زنجیره ‏های عرضه یا ارزش معمولا سازمانهای تجاری جداگانه‏ای را دربر گرفته به‏ جای اینکه تنها یک سازمان را شامل شوند.به‏ علاوه زنجیره عرضه با ارزش برای هر سازمانی‏ دارای دو بخش است:یک بخش عرضه و یک‏ بخش تقاضا.بخش عرضه از شروع زنجیره‏ (ابتدای زنجیره)آغاز شده و با عملیات داخلی‏ سازمان خاتمه می‏یابد.بخش تقاضا در زنجیره‏ از نقطه‏ ای که ستاده سازمان به مشتری بلافصل‏ آن تحویل داده می‏شود شروع شده و به مشتری‏ نهایی در زنجیره پایان می‏ یابد.زنجیره تقاضا عبارتست از بخش فروش و توزیع در زنجیره‏ ارزش.طول و اندازه هر بخش وابسته به مکانی‏ است که یک سازمان خاص در زنجیره قرار دارد؛سازمانی که به مشتری نهایی نزدیکتر است،بخش تقاضای آن کوتاهتر،و بخش‏ عرضه آن طولانی‏ تر است.

همه سازمانها،بدون توجه به مکانی که در زنجیره قرار دارند،باید با مباحث و موضوع های‏ عرضه و تقاضا سروکار داشته باشند.هدف‏ مدیریت زنجیره تامین عبارتست از مرتبط کردن همه بخشهای زنجیره تامین(عرضه)به‏ طوری که تقاضای بازار تا اندازه ممکن به طور کارا و موثری در سرتاسر کل زنجیره برآورده‏ شود.این مستلزم تطابق عرضه و تقاضا در هر مرحله از زنجیره است.توجه کنید که به استثناء تامین کننده یا تامین کنندگان اولیه مشتریان‏ نهایی،سازمانها در یک زنجیره تامین هم‏ مشتری و هم تامین کننده هستند.

نیاز به مدیریت زنجیره تامین

در گذشته،اکثر سازمانها کمتر زنجیره‏ های‏ تامین خود را مدیریت می‏کردند.در عوض‏ تمایل داشتند که بر روی عملیات خودشان و بر روی تامین کنندگان بلافصل خودشان تمرکز کنند.هر چند که،چند عامل مدیریت زنجیره‏ تامین را برای سازمانهای تجاری‏ ای که زنجیره‏ تامین خود را به طور فعال اداره می‏کنند مطلوب می‏سازد.عوامل عمده عبارتند از: نیاز به بهبود عملیات:در طول دهه گذشته‏ بسیاری از سازمانها فعالیتهایی مانند تولید ناب‏ و مدیریت کیفیت جامع را انجام می‏دهند.در نتیجه آنها قادر خواهند بود که کیفیت‏ بهبود یافته ‏ای را کسب کرده و در عین حال‏ مقدار زیادی از هزینه‏ های اضافی خارج از سیستم خود را از بین ببرند.اگرچه هنوز جایی‏ برای بهبود وجود دارد.اکنون فرصت به طور عمده در تهیه و تدارک،توزیع و پشتیبانی‌ زنجیره تامین وجود دارد.

افزایش سطح منبع ‏یابی از خارج INCREASE OUTSOURCING LEVEL :سازمانها در حال‏ افزایش سطوح منبع‏ یابی از بیرون خود هستند؛ یعنی خرید کالا و خدمات به جای تولید یا فراهم کردن آنها توسط خود سازمانها.همان‏ طور که سطح منبع ‏یابی از خارج افزایش‏ می‏یابد.سازمانها حجم زیادی از وقت و هزینه‏ را بر روی فعالیتهای مربوط به عرضه صرف‏ می‏کنند.(پوشاندن،بسته بندی،جابجا کردن، بارگذاری،بارگیری و تنظیم).مقدار زیادی از هزینه و زمان بر روی این فعالیتها و دیگر بخش‏های عرضه و تقاضای زنجیره ارزش‏ فعالیتهای نامربوط که ممکن است غیرضروری‏ باشند صرف می‏شود. افزایش هزینه ‏های حمل و نقل:هزینه ‏های‏ حمل و نقل در حال افزایش هستند و لازم است‏ که آنها به طور دقیق مدیریت شوند.

فشارهای رقابتی:فشارهای رقابتی به سوی‏ تعداد فزاینده‏ای از محصولات جدید، دوره‏ های ایجاد و توسعه محصول کوتاهتر و تقاضای فزاینده برای سفارش ‏سازی هدایت‏ شده است.علاوه ‏براین،اتخاذ استراتژی‏های‏ پاسخگویی سریع و تلاش برای کاهش زمان‏ تحویل نیز از این دسته فشارها هستند.

جهانی شدن:گسترش جهانی شدن طول‏ فیزیکی زنجیره ‏های تامین را توسعه می‏دهد. اهمیت فزاینده تجارت الکترونیک:اهمیت در حال افزایش تجارت الکترونیک ابعاد جدیدی‏ به خرید و فروش تجاری افزوده و چالشهای‏ جدیدی فراهم کرده است.

پیچیدگی زنجیره ‏های تامین:زنجیره ‏های‏ تامین پیچیده هستند؛آنها پویا بوده و عدم‏ اطمینانهای ذاتی بسیاری به همراه دارند که‏ می‏تواند بر زنجیره تامین تاثیر معکوس داشته‏ باشد مانند پیش‏بینی‏ های نادرست،تحویلهای‏ دیر،کیفیت غیراستاندارد،از کارافتادگی‏ تجهیزات و سفارشهای تغیر یافته یا لغوشده.

نیاز به اداره کردن موجودیها:موجودیها و موفقیت و شکست یک زنجیره تامین نقش‏ عمده‏ای ایفا می‏کنند به طوری که هماهنگ‏ کردن سطوح موجودی در سرتاسر زنجیره‏ تامین امر مهمی به شمار می‏رود.کمبودها می‏تواند جریان به موقع کارها و امور را مختل‏ کرده و اثرات نامطلوبی بر عملکرد زنجیره‏ تامین داشته باشد در حالی که موجودی‏های‏ اضافی هزینه‏ های غیرضروری را افزایش‏ می‏دهد.غیرعادی نیست که در بخشی از زنجیره تامین کمبود موجودی داشته و در بخش‏ دیگر موجودی اضافی داشته باشیم.

منابع مدیریت موثر

مدیریت موثر زنجیره تامین منافع‏ بی‏شماری ارائه می‏کند.برای مثال،شرکت‏ CAMPBELL SOUP نرخ گردش موجودی‏ خود را دو برابر کرد و شرکت HEWLETT‌ PACKARD هزینه ‏های عرضه چاپگر میز تحریری را تا 75 درصد کاهش داد، SPORT OBERMEYE سود خود را دو برابر کرده و فروش را تا 60 درصد طی دو سال افزایش داد و شرکت NATIONAL BYCICLE سهم بازار خود را از 5 درصد تا 29 درصد افزایش داد. همین‏طور مدیریت موثر زنجیره تامین به‏ شرکت وال مارت (WAL‌MART) کمک کرد که‏ بزرگترین و سودآورترین خرده فروش در جهان شود. عموما منافع مدیریت موثر زنجیره تامین‏ شامل موجودیهای پایین‏تر،هزنیه ‏های کمتر، بهره ‏وری بالاتر،توانایی بهبودیافته برای پاسخ‏ به نوسانات تقاضا،زمانهای تحویل کوتاهتر، سود بیشتر و وفاداری بیشتر مشتری است.

 

نویسنده : جواد فيض آبادي 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)