ISO Software SBU
PegahSystem Co.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

امروزه در بسیاري از کشورها بر سرمایه گذاري انسانی تأکید می شود. سرمایه گذاري انسانی و اعتلاي کیفیت نیروي کار، یکی از زمینه ها و راه هاي اصلی و اساسی ارتقاي بهره وري و تسریع رشد و توسعه سازمان هاست.
کیفیت زندگی کاري و بهره وري، با هم داراي یک رابطه مستقیم و دوسویه هستند؛ یعنی بهبود یا نقصان در هریک، داراي آثار و نتایج در دیگري خواهد بود.
کیفیت زندگی کاري را می توان به دو شکل، تعریف کرد:
در یک تعریف عینی « کیفیت زندگی کاري » شامل مجموعه اي از شرایط واقعی کار و محیط کار )مانند حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، بهداشت و ایمنی، مشارکت در تصمیم گیري، عدم آلودگی و سرو صداي اضافی در محیط کار، همکاران مناسب و فضاي همگون و...) در یک سازمان است.
اما در یک تعریف ذهنی و نظري ،« کیفیت زندگی کاري » ، براي هر فرد یا گروهی از افراد با فرهنگ و طرز تلقی مشابه، ویژگی هاي خاص خود را دارد. پس می توان گفت که کیفیت زندگی کاري به معناي تصور ذهنی و درك و برداشت کارکنان یک سازمان از مطلوبیت فیزیکی و روانی محیط کار خود است. به عبارتی، نیروي کار باید از کار خود، لذّت ببرد و نسبت به آن احساس تعلّق کند. تنها در این صورت است که بهره وري آن نیرو، افزایش می یابد.
در زمینه کیفیت زندگی کاري، جان والتون، مدلی را ارائه کرده است که می تواند در زمینه شناخت بهتراین مفهوم، مفید واقع شود. درصد کیفیت زندگی کاري در « مدل والتون » بسته به عوامل زیر است:
1- پرداخت کافی و منصفانه حقوق و مزایا،
2- رعایت عوامل ایمنی و بهداشتی،
3- فرصت رشد و امنیت مداوم براي کارکنان،
4- قانون گرایی در سازمان کار،
5-وابستگی اجتماعی زندگی کاري به جامعه و زندگی فردي،
6-حاکم بودن فضاي کلی زندگی بر محیط کار،
7-یکپارچگی وانسجام اجتماعی در سازمان کار،
8- بهبود توانایی هاي انسانی.
ذکر این نکته ضروري است که فرهنگ هر جامعه، به فلسفه زندگی آن جامعه شکل می دهد. بنابراین، همان گونه که کیفیت زندگی براي هر جامعه اي تعریف خاصی دارد، رابطه بهره وري و کیفیت زندگی کاري نیز، با توجه به فلسفه زندگی در جوامع مختلف، اَشکال مختلفی به خود می گیرد. به طور مثال، ممکن است جامعه اي، زندگی « کم تلاش اما با آرامش بیشتر » را به زندگی « پرتلاش و پرتنش و پرهیجان » ترجیح دهد و یا برعکس.
یک روش ساده براي ارتقاي بهره وري کارکنان
یکی از روش هاي ساده و اثربخش براي ارتقاي بهره وري کارکنان، با توجه به دو سؤال مهم زیر اعمال می شود:
1- آیا آنها توانایی لازم براي انجام کار را دارند؟
2- آیا آنها انگیزه لازم براي انجام کار را دارند؟
تنها کارمندي که هم از انگیزه و هم از توانایی لازم برخوردار باشد، می تواند بهره وري سازمان خود را افزایش دهد؛ ولی اگر فردي، بدون استحقاق لازم و تخصص کافی براي انجام کاري، ارتقا یافته باشد، علاوه بر این که باعث رنجش خاطر و نارضایتی سایر کارکنان شایسته تر می شود، خود نیز احساس ناامنی می کند و دائماً در دلهره به سر خواهد برد که همه این موارد، باعث فعالیت کمتر و کاهش بهره وري خواهد شد.
بدون شک، پول، تنها عامل انگیزش افراد نیست؛ اما اگر حقوق کارکنان، خیلی نازل باشد، باعث از بین رفتن انگیزه آنها می شود. در نتیجه، پاداش مالی، همچنان به صورت یک انگیزش قوي براي آنها باقی می ماند و باید توجه داشت که پاداش هاي پرداختی یا سهیم کردن کارکنان در بهره وري کارشان، باید عادلانه باشد، در غیر این صورت، ممکن است نتیجه عکس بدهد. به عبارت ساده تر، باید گفت ثمرات و مزایاي حاصل از بهره وري، باید به طور عادلانه، بین مدیران و کارکنان، تقسیم شود.
دادن مشاغل جدید یا بهتر به افراد نیز نشان دهنده آن است که کارفرما، براي موفّقیت هاي آنان ارزش قائل است و این کار، آنها را به کسب موفّقیت هاي بیشتر، تشویق می کند.
از سوي دیگر، باید به این نکته هم توجه داشت که دادن حقوق و مزایا و خدمات رفاهی بیش از حد، باعث ایجاد فرهنگ تنبلی و کم کاري می شود و در صورتی که این گونه تشویق ها بر اساس معیارهاي عملی و مدیریت صحیح انجام نگیرد، باعث رواج چاپلوسی، بدگویی از یکدیگر و کلاهبرداري به منظور دستیابی به طبقه اجتماعی بالاتر از نظر اجتماعی و درآمدي در یک سازمان خواهد شد.
اگر هدف جوامع، توسعه و رشد باشد، طبعاً باید به عوامل بهره وري (بویژه بهره وري منابع انسانی که یکی از اساسی ترین و راهبردي ترین منابع هر جامعه و سازمان است)، بیشتر توجه شود و تلاش براي ایجاد یک زندگی با کیفیت بهتر در سایه تأکید بر بهره وري بیشتر انجام گیرد.
بنا براین، می توان چنین گفت که: بهره وري منابع انسانی، صرفاً از طریق افزایش حقوق و مزایا و امکانات رفاهی به دست نمی آید؛ بلکه بهره ور کردن انسان ها در گرو، ایجاد رضایت و افزایش کیفیت زندگی کاري آنهاست که البته ارتباط متقابل میان این دو پدیده، به باورهاي مشترك و فرهنگ سازمانی مساعد، نیاز دارد و البته در شکل گیري این فرهنگ، مدیران و رهبران جامعه و
سازمان ها می توانند بیشترین نقش را داشته باشند.
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)