ISO Software SBU
PegahSystem Co.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مشخّص است که تمام عوامل مؤثّر در افزایش بهره وري (درونی و بیرونی)، به یک اندازه و در یک زمان نمی توانند باعث افزایش بهره وري شوند؛ چرا که بعضی اثر کوتاه مدت دارند و بعضی دیگر در بلندمدت جواب می دهند و باعث افزایش بهره وري می شوند. به طور کلّی، عوامل مؤثّر بر بهره وري را از نظر زمان عملکرد، به دو دسته: 1. عوامل کوتاه مدت و 2. عوامل بلندمدت، تقسیم می کنند.

 

عوامل کوتاه مدت در بهره وري، غالباً به میزان انگیزه پرسنل براي کار و بهبود روش ها و سیستم هاي جاري و گردش کار و تغییرات در میزان فشار کار و نوسانات تجاري بستگی دارد و از عوامل بلندمدت مؤثّر بر بهره وري نیز می توان به ایجاد و توسعه محصولات جدید، معرفی روش هاي تولید جدید، کشف منابع جدید، یافتن کانال هاي جدید بازاریابی و عقلایی کردن ساختار اقتصادي اشاره نمود.

 

البته موارد بالا مربوط به عوامل درونی مؤثّر بر بهره وري هستند. مسلّم است که عوامل بیرونی (مانند تغییرات و نوسانات قیمت ارز، مواد خام، اوضاع سیاسی و اقتصادي بین المللی، جنگ و تحریم هاي اقتصادي و...) نیز می توانند در بلندمدت و کوتاه مدت، بهره وري یک جامعه و سازمان را تحت تأثیرقرار دهند. به عنوان نمونه، راهبرد بهره ورانه کمپانی خودروسازي تویوتا و به طور کلّی خودروسازان ژاپنی در مصرف پایین سوخت، باعث ورود خودروسازهاي ژاپنی به بازار ایالات متّحده امریکا گردید(عامل درونی)؛ اما بحران نفتی اوایل دهه هفتاد میلادي (عامل بیرونی) هم یکی از بهترین فرصت ها براي تبدیل شدن این مزیت نسبی به مزیت بالفعل را فراهم آورد و خودروهاي کم مصرف ژاپنی را کماکان در بازار پررقابت امریکا تثبیت کرد، تا جایی که حتّی در سال هاي اخیر، تولیدکنندگان ژاپنی، توانسته اند به عنوان یک رقیب استراتژیک، براي شرکت هایی چون: فورد و جنرال موتورز درامریکا مطرح شوند.

 

پس از آشنایی با عوامل مؤثّر در افزایش بهره وري، باید دید که چگونه می توانیم از این عوامل براي افزایش بهره وري استفاده نماییم. بهترین رویکرد براي افزایش بهره وري، یک رویکرد سه شاخه اي ترکیبی است که بر« انباشت (جذب) سرمایه و سرمایه گذاري » ؛ « توسعه منابع انسانی » و « نوآوریهاي فنّاوري » تمرکز نماید. برخی از راهبردهاي مؤثّر براي رسیدن به این هدف، عبارت اند از: ،

1- بهبود اثر بخشی منابع انسانی از طریق آموزش؛

2-بهبود فرایند تولید از طریق اتوماسیون (جایگزینی ماشین به جاي دست)؛

3-بهبود طراحی تولید از طریق ایجاد تولیدات آسان براي یکپارچه کردن (مونتاژ)؛

4-بهبود تسهیلات تولید.

از نگاه تئوریک، رشد بهره وري نیروي کار، با دو منبع « رشد سرمایه سرانه » و« ارتقاي بهره وري کل عوامل » رابطه مستقیم دارد . شاخص « بهره وري کلّ عوامل تولید » ، بیانگر متوسط تولید به ازاي هر واحد از کلّ منابع تولید است. این شاخص، بیانگر برایند تحولات بهره وري نیروي کار و سرمایه است. شاخص بهره وري کلّ عوامل تولید، وضعیت اقتصاد کشور را از نظر استفاده بهینه از منابع نشان می دهد.

بهبود بهره وري کلّ عوامل تولید، می تواند در نتیجه عواملی مانند: مدیریت بهتر منابع تولید (شامل تخصیص بهینه منابع و استفاده بهتر از منابع و امکانات موجود)، افزایش سرمایه انسانی (شامل ارتقاي سطح بهداشت و سلامت و افزایش سطح آموزش و مهارت نیروي کار)، افزایش انگیزه نیروي انسانی براي کار بیشتر و بهتر، اصلاح ساختار سنّی و جنسی و شغلی نیروي کار، خلّاقیت و نوآوري و پیشرفت فنّاوري، رخ دهد.

موانع بهره وري

از جمله عواملی که باعث کاهش میزان بهره وري در جوامع و سازمان هاي تولیدي و خدماتی می شوند، می توان به موارد زیر، اشاره نمود:

1-انعطاف ناپذیري بازار کار به دلیل ناکارآمد بودن قوانین و مقررات ناظر بر بازار کار،

2-پایین بودن سرعت جابه جایی نیروي کار، به واسطه عدم توسعه کمی و کیفی مراکز کاریابی و فقدان شبکه سراسري کامپیوتري اینترنتی اطلاعات بازار کار،

3-نبود ارتباط بین توسعه نظام آموزشی و نیازهاي بازار کار و عدم انطباق بین شغل و مهارت نیروي کار،

4- نبود ارتباط بین میزان دستمزدها و سطح بهره وري،

5- وجود نیروي کار مازاد در برخی از فعالیت هاي دولتی و خصوصی و پایین بودن انگیزه نیروي کار براي کار بیشتر و مفیدتر،

6- فقدان روحیه نواندیشی، نوآوري، افزایش مهارت ها و کارآموزي،

7- پایین بودن دانش تخصصی مدیران و شیوه ناصحیح انتخاب مدیران و عدم ارزیابی آنها،

8-عدم تخصیص بهینه منابع و عدم درك صحیح مدیران و قانون گذاران درخصوص اهمیت محدودیت منابع و ضرورت استفاده بهینه از آنها، به ویژه در مورد سرمایه،

9- پایین بودن توان رقابتی بنگاه ها،

10- وجود پیچیدگی در قیمت هاي عوامل تولید (نیروي کار، سرمایه و انرژي)،

11- فرسودگی برخی از تجهیزات، ماشین آلات و امکانات سرمایه اي،

12- پایین بودن سطح دانش فنی و وجود فاصله زیاد با سطح جهانی،

13- کُند بودن فرایند خصوصی سازي و وجود انحصارات،

14- تعداد زیاد طرح هاي عمرانی نیمه تمام و طولانی شدن دوره اتمام آنها.

 

 

 

اجراي چرخه اي مشتمل برقدمهاي اصلی اندازه گیري، تحلیل، برنامه ریزي واجرا(بهبود) است، که بایستی اجراي آن بطور مستمر تکرار شود. این چرخه در تمامی نظامها اعم از تولیدي و خدماتی اعم از دولتی و غیر دولتی مشابه هم می باشد.

  • سنجش و اندازه گیري:

 

شناسایی وضع موجود، تعیین شاخص ها، محاسبه شاخص ها

ارزیابی:

شناسایی نقاط قوت وضعف وعواملی که باعث کاهش یا افزایش بهره وري شده اند و تعیین فاصله تا وضع مطلوب

  • برنامه ریزي

:

 

انتخاب روش مناسب براي رسیدن به وضع مطلوب با زمان بندي مناسب

اجرا (بهبود)

اجراوپیاده کردن روشهاي انتخاب شده در موعد مقرر

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)